پايان انتظار
روزها و هفته ها و ماهها، خانواده هاي زندانيان سياسي، پشت در زندانها در انتظار ايستادند، براي کسب خبر از جگرگوشه هاشان.چه خواهش ها و تمناها که نکردند، چه خفت و خواري ها که نکشيدند و چه بيم ها و اميدها که از سر نگذراندند.در کابوس مرگ و زندگي زيستند و به اين دل خوش ساختند که مقامات زندان پول و ثروتي که براي عزيزانشان آورده بودند را بگيرند و رسيد تحويل شان بدهند. آنچه تحويل گرفتند - يا بعنوان مثال آنچه اهالي سلطنت آباد تحويل گرفتند - يادداشتي بود به اندازه پاکت سيگار باز شده، شبيه اسکناس ده توماني. با اين مضمون: " برادر... خواهشمند است در ساعت ... روز... در کميته سلطنت آباد حضور به هم رسانيد. کميته سلطنت آباد." (41) اهالي تهران پارس، نازي آباد و ساير محله هاي تهران همين يادداشت را به امضاء و نشاني محله خود دريافت کردند. و اين در هفته اول ماه آذر بود و به اين ترتيب در" روز موعود در جلو کميته هاي " گل صحرا" (جاده ساوه)، کميته زنجان (خيابان زنجان)، کميته خاوران ( نزديک گلستان خاوران)، کميته نازي آباد، کميته تهران پارس و... از ساعت 6 صبح غلغله بود. مراجعه از ساعت 9 صبح آغاز شد. بعضي با خود سند خانه نيز آورده بودند، شايد که براي آزادي عزيزان شان ضمانت باشد. ساعت 9 در کميته " گل صحرا" اولين نام را خواندند. مدتها انتظار، نگراني و در آخر يک تن. فقط يک تن با يک ساک، ساک دوم سهم يک پدر شد ... ساک سوم ... ساک چهارم ... 4500 ساک با لباس تنها از يک کميته، تنها در يک روز ..." (42) واز اينجاست که حرکت خانواده هاي زندانيان سياسي آغاز ميشود. تحصن در برابر کاخ دادگستري، گردهمائي در برابر دادستاني، برگزاري مراسم براي دادن طومار اعتراض با 370 امضاء به کميته حقوق بشر ملل متحد، تماس با خارج از کشور و... جامع مهاجرين و تبعيديان ايراني هم که نسبت به نيمه ديگر وجود خود حساس است، پاسخگوست: تماس با کميته هاي حقوق بشر، جامعه هاي دفاع از زندانيان سياسي، احزاب ترقي خواه و بسيج افکار عمومي و روشنگري در باره " فاجعه ملي" که در حال تکوين بود. سرانجام به واکنش اروپائي ها و آمريکائي ها منجر ميشود، در 21 مهرماه، پارلمان اروپا با تصويب قطعنامه اي در مورد نقض حقوق بشر در جمهوري اسلامي ايران، از دولت ايران ميخواهد که هيئتي به منظور بررسي وضعيت زندانها عازم ايران شود. 18 آذرماه، پارلمان آلمان قطعنامه اي تصويب ميکند که در آن نقض حقوق بشر توسط جمهوري اسلامي به شدت مورد انتقاد قرار گرفته. پاسخ سرجنبانان حکومت و دست اندرکاران جنايت بزرگ به موج اعتراض ها چند پهلوست و فريبکارانه، چه، به شکلي مي پذيرند که جز اسراي نظامي مجاهدين، ديگراني هم اعدام شده اند. اما آن ديگران را " منافق" قلمداد ميکنند. دو نمونه اي که مي آوريم روشنگر است: آيت الله خامنه اي در جلسه پرسش و پاسخي در دانشگاه تهران، در پاسخ دانشجوئي که گويا از هواداران آيت الله منتظري است و مي پرسد: علت بي توجهي کامل جمهوري اسلامي به مسائل حقوق بشر و اجازه ندادن به کارشناسان حقوق بشر سازمان ملل براي بررسي اين مسئله چيست و علت اعدامهاي مشکوک در ايران... مي گويد: " اين سئوال لحن همان سئوال راديوهاي بيگانه را دارد... و اما اعدامها، اعدامهاي دسته جمعي در ايران، درست همان تاثيري را که راديوهاي بيگانه مي گذارد، ما در جمهوري اسلامي مجازات اعدام داريم " (43) علي اکبر هاشمي رفسنجاني هم اين چنين اظهار نظر ميکند: اين تبليغات کذب و عجيب و غريبي که در اروپا و کشورهاي غربي منافقين راه انداخته اند که چند هزار نيروي اينها در ايران اعدام شده است، براي اين است که افرادي را که در جريان عمليات مرصاد از دست داده اند، دنيا را توجيه کنند... سرکوب بايد مخصوص عناصر اصلاح ناپذير باشد. در تمامي دنيا هميشه انسانهائي هستند که هيچ راهي جز سرکوب آنها نيست. آنها را ما بايد سرکوب کنيم. اين حالت وحشت بايد براي انسانهاي خائن و ناصالح باشد." (44) و حالت وحشت را به خانواده کشتار شدگان هم تعميم دادند و ضرب و شتم اين داغ ديدگان بي پناه را در دستور گذاشتند، که يک چندي کارگر نيفتاد. خانواده هاي دردمند، حرف داشتند و پرسش هاي بي پاسخ. حرفها و پرسش هايشان را به اين ترتيب در برابر رفسنجاني قرار دادند. در نامه اي سرگشاده: " بالاخره بعد از چند ماه انتظار، درهاي زندان گشوده شده، وليکن ما حتي نتوانستيم همسران، پدران، فرزندان و عزيزان خود را بر سر گورهاشان ملاقات کنيم. جمهوري قاتل شما نه تنها کمر به قتل همگاني زندانيان بسته، بلکه از اعلام محل دفن آنها خودداري کرد و در موارد متعددي با گرفتن تضمين و تعهد مالي از برگزاري مراسم يادبود و ختم براي قربانيان اين فاجعه توسط بستگانشان، يعني ابتدائي ترين حقوق هر انسان، ممانعت جدي بعمل آورد. اين هديه شما به مناسبت پايان يافتن جنگ خانمانسوز هشت ساله و در آستانه پيروزي انقلاب به مردم زجر ديده و خانواده هاي زندانيان سياسي بود." و در پايان، از رفسنجاني مي پرسند: "1- به چه جرمي آنها را به قتل رسانديد؟ 2- آنان در چه دادگاهي، توسط کدام هيئت منصفه و بر طبق کدام قانون مدني جملگي محکوم به اعدام شدند؟ 3- چرا و به کدام دليل زندانياني که در " دادگاههاي شرع" جمهوري اسلامي مدتها بود که محکوم شده بودند و مدت محکوميت خود را مي گذراندند، به يک باره ظرف دو تا سه ماه پشت درهاي بسته تيرباران شده اند؟ 4- چرا از انتشار اخبار تعداد واقعي قربانيان اين قتل عام در مقابل مردم و افکار عمومي خودداري مي کنيد و به سئوالهاي صريح مردم و خانواده هاي زندانيان سياسي جوابهاي سربالا مي دهيد؟"(45) هيچيک از سران جمهوري اسلامي تاکنون پروا نکرده که به اين پرسشها پاسخ دهد. پرونده کشتار بزرگ زندانيان سياسي ايران، پرونده اي گشوده است و هنوز حرف آخر گفته نشده است

0 Comments:
Post a Comment
<< Home